اخلاق اطلاعاتی - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٤٢ - توريه و رهايى از دروغ
داراى دو معناست، يكى راست و مطابق با واقع، و ديگرى دروغ؛ گوينده در هنگام سخن گفتن، معناى درست را اراده مىكند، ولى مخاطب، معناى دوّم را كه دروغ است از آن برداشت مىكند. [١]
به عنوان مثال، كسى كه به دليل عضويّت در يك سازمان اطّلاعاتى نمىخواهد نامش فاش شود، در پاسخ كسى كه از نام او پرسيده، به جاى تصريح نام واقعى خود، مىگويد: من «عبداللّه ايرانى» يا «صادق اسلامى» يا «ناصر علىدوست» هستم. بديهى است او در هنگام انتساب اين كلمات به خود، معانى لغوى آنها را در نظر مىگيرد، در حالى كه شنونده گمان مىكند نام و شهرت واقعى او را شنيده است.
خداوند متعال در قرآن كريم مواردى از توريه را به بعضى از انبياى بزرگ نسبت مىدهد كه همگى بيانگر اين واقعيتاند كه توريه كذب محسوب نمىشود. به عنوان نمونه، حضرت ابراهيم(ع) كه در غياب مردم بابل بتها را شكست، بت بزرگ را باقى گذاشت و تبر را بر دوش آن نهاد. وقتى بتپرستان از او پرسيدند آيا شما چنين كارى كرديد، حضرت پاسخ داد:
بَلْ فَعَلَهُ كَبيٖرُهُمْ هٰذٰا، فَاسْئَلُوهُمْ انْ كٰانُوا يَنْطِقُون. [٢]
بلكه اين كار را بزرگ آنها كرده است، شما از خودشان [ بتها ] بپرسيد، اگر سخن مىگويند.
[١] . تفسير نمونه، ج ١٩، ص ٩٦.
[٢] . انبياء (٢١)، آيۀ ٦٣ .