اخلاق اطلاعاتی - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٤١ - توريه و رهايى از دروغ
جبرانناپذيرى به حساب آيد و سكوت كردن و پاسخ ندادن نيز ممكن است اثر منفى ديگرى نظير تحريك حس كنجكاوى طرف مقابل داشته باشد، ليكن اين معنا موجب نمىشود كه اينان مجاز باشند به بهانۀ اطّلاعاتى بودن، زبان به هر دروغى بگشايند و به هر بهانهاى مرتكب اين معصيت بزرگ گردند، چرا كه راست نگفتن هميشه به معناى دروغ گفتن نيست و انسان اگر قدرى هشيار باشد، چه بسا بتواند طورى حرف بزند كه هم دروغ نگفته باشد و هم ديگران را از آنچه مىداند مطّلع نسازد. امام صادق(ع) مىفرمايد:
اَنْتُمْ افْقَهُ النّٰاسِ اذٰا عَرَفْتُمْ مَعٰانِىَ كَلاٰمِنٰا، انَّ الْكَلِمَةَ لَتَنْصَرِفُ عَلىٰ وُجُوهٍ، فَلَوْ شٰاءَ انْسٰانٌ لَصَرَفَ كَلاٰمَهُ كَيْفَ شٰاءَ وَ لاٰ يَكْذِبُ. [١]
شما اگر معانى سخن ما را دريابيد، داناترين مردم خواهيد بود. همانا كلمه بر وجوه گوناگونى انصراف دارد. (و معانى مختلفى پيدا مىكند.) پس هرگاه كسى بخواهد مىتواند سخنش را بگونهاى كه دلخواه اوست، بگرداند و در عين حال دروغ هم نگفته باشد.
دستور اسلام در چنين مواقعى «توريه» است و تا وقتى توريه امكانپذير باشد، دروغگفتن جايز نيست. توريه اين است كه انسان سخنى بگويد كه باطنش مطلب حقّى است، ولى طرف مقابل از ظاهر آن چيز ديگرى مىفهمد. [٢] به عبارت ديگر، توريه سخنى است كه
[١] . بحارالانوار، ج ٢، ص ١٨٤ ؛ وسائل الشيعه، ج ١٨، ص ٨٤ .
[٢]