فقه انضباطی - تقی زاده اکبری،علی - الصفحة ٧٣ - ضرورت رعایت شأن و منزلت نظامی
١- پيامبر ٦: ان اللَّه إذا اراد ان يهلك عبداً نزع منه الحياء، فاذا نزع منه الحياء لم تَلقَه الّا مُقيتاً مُمقِتا. [١]
هر گاه خداوند هلاكت بندهاى را بخواهد، حياى را از او مىگيرد، و آن گاه كه حيا از او گرفته شود، مبغوض و منفور مىشود.
٢- امام على ٧: المُروءة اجتناب الرجل ما يَشينُه، واكتسابه ما يَزينُه. [٢]
مروت، دورى مرد است از آنچه مايه ننگ او است، و به دست آوردن چيزهايى كه باعث آراستگى او است.
٣- اصل المروءة الحياءُ وثمرتها العِفّة. [٣]
ريشه مروت، شرم است و ميوهاش خويشتندارى.
٤- حسب المرء مِن كمال المروءة تركه ما لايَجمُلُ به. [٤]
در كمال مروت آدمى، همين بس كه آنچه را زيبنده او نيست، ترك گويد.
٥- افضل المروءة استبقاء الرجل ماء وجهه. [٥]
برترين مردانگى، پاسدارى از آبروى خويش است.
ب- نظر فقها:
١- در فقه اسلامى در برخى از موارد مانند مرجع تقليد، امام جماعت، قاضى و شهود و غيره، عدالت شرط است. [٦] مشهور ميان فقها اين است كه رعايت شأن و منزلت اجتماعى در تحقق عدالت دخالت دارد و بىاعتنايى به آن سبب سقوط عدالت [٧] و حتى سبب فسق [٨] مىگردد.
[١]. نهج الفصاحة، حديث ٦٧١.
[٢]. ميزان الحكمة، ج ١١، حديث ١٨٦٩١.
[٣]. همان، حديث ١٨٧٢٦.
[٤]. همان، حديث ١٨٧٣٠.
[٥]. همان، حديث ١٨٧٤٠.
[٦]. ر. ك: جامع المسائل، فاضل لنكرانى، ج ٢، ص ١٢٦.
[٧]. ر. ك: المبسوط، شيخ طوسى، ج ٨، ص ٢١٧؛ السرائر، ابن ادريس، ج ٢، ص ١١٧.
[٨]. ر. ك: مسالك الافهام، شهيد ثانى، ج ٢، ص ١٠٣.