فقه انضباطی - تقی زاده اکبری،علی - الصفحة ١٣٠ - ضرورت حفظ و نگهداری وسائل و اموال نظامی و دولتی
- خطاب به يكى از عمالش كه در بيت المال خيانت كرده بود:
اى كسى كه نزد ما از خردمندان بودى، چگونه آشاميدن و خوردن اين مال بر تو گواراست؛ در حالى كه مىدانى آنچه مىخورى و مىآشامى از حرام است؟! كنيزان مىخرى و با زنان ازدواج مىكنى آن هم از مال يتيمان و مسكينان و مؤمنان و مجاهدانى كه خدا اين اموال را براى آنها قرار داده و بلاد اسلامى را به آنان محافظت نموده است. از خدا بترس و اموال اين قوم به آنان بازگردان كه اگر چنين نكنى ... با اين شمشير گردنت را بزنم؛ شمشيرى كه هر كس را ضربتى زدهام به دوزخش فرستادهام. [١]
ب- سيره:
١- معروف است كه شب هنگامى، عمروعاص در بيت المال به ملاقات حضرت امير ٧ آمد. حضرت بيدرنگ شمع بيت المال را خاموش كرد و در زير نور ماه به مذاكره با او پرداخت و روا نديد كه در غير امور بيت المال، اموال آن را مصرف نمايد. [٢]
٢- حضرت امير ٧ در حفاظت از بيت المال حساس بود و آن را از كارگزارانش مطالبه مىكرد و آنها را كه در اين امر كوتاهى و يا خيانت مىكردند، بيدرنگ توبيخ و بركنار مىنمود. [٣]
٣- على بن ابى رافع نقل مىكند كه من متصدى اموال بيت المال و كاتب او بودم و در بيت المال يك گردنبند مرواريد بود كه در جنگ بصره آن را به دست آورده بود. دختر على ٧ پيش من آمد و آن را به عنوان عاريه مضمونه مردوده گرفت و قبول كرد كه پس از سه روز باز پس دهد.
روزى على ٧ گردنبند را بر گردن دخترش ديد. گفت: «اين گردنبند را از كجا به دست آوردهاى؟» گفت: «از على بن ابى رافع خزينه دار بيت المال به صورت عاريه گرفتم تا در روز عيد با آن زينت نمايم و سپس برگردانم.»
[١] . همان، نامه ٤١
[٢] . بحارالانوار، ج ٤١، ص ١١٦
[٣] . ر. ك: سيماى كارگزاران على بن ابيطالب ٧، على اكبر ذاكرى، مجلدات ١ و ٢