فقه انضباطی - تقی زاده اکبری،علی - الصفحة ١٥ - ١ - «فقه»
فصل اول: مفاهيم و تعاريف
١- «فقه»
«فقه» در لغت به معناى فهم عميق است. اطلاعات ما درباره امور و جريانهاى جهان دو گونه است: گاه اطلاعات ما سطحى است و گاه عميق [١].
اگر كسى اطلاعاتش در زمينهاى به حدى برسد كه از مشاهدات سطحى عبور كند و به عمق مسائل پى ببرد، او را «متفقّه» در آن زمينه مىدانند.
«تفقه در دين» كه در آيات و روايات، مكرر بدان اشاره شده [٢]، شامل همه شئون اسلامى است، اعم از آنچه مربوط است به اصول اعتقادات، اخلاقيات و احكام و مقررات عملى؛ ولى آنچه در ميان مسلمين از قرن دوم به بعد درباره كلمه «فقه» مصطلح شد، قسم خاص است كه مىتوان آن را «فقه الاحكام» يا «فقه الاستنباط» خواند و آن عبارت است از: «فهم دقيق و استنباط عميق مقررات عملى اسلامى از منابع و مدارك مربوطه» [٣] و نيز «مجموعهاى مدوّن از مقررات عملى اسلام كه توسط فقها از منابع استنباط شدهاند».
امروزه در كنار كلمه «فقه» دو واژه «اجتهاد» و «تقليد» نيز مطرح اند. «اجتهاد» مرادف با فقه به معناى اول است [٤]، و مجتهد و يا فقيه كسى است كه قدرت استنباط مقررات
[١] شهِید مرتضِی مطهرِی آشناِیِی با علوم اسلامِی، ص٢٥١
[٢] . ر. ك: همان، ص ٢٨٧-٢٨٦
[٣]. ر. ك: همان، ص ٢٥٢ و ص ٢٨٧
[٤] . همان، ص٢٥٤-٢٥٣