فقه انضباطی - تقی زاده اکبری،علی - الصفحة ٢٤٦ - ضرورت مقاومت در اسارت و تلاش برای قرار
تن دادن به اسارت شدهاند، وظيفه ياد شده بر اساس اصل المحذورات تتقدر بقدرها» (: كارهاى ممنوع تنها به ميزان رفع اضطرار مجازند) و نيز اصل استصحاب (استمرار وظيفه يقينى سابق به زمان شك در بقاى آن) همچنان متوجه اعضاى نيروهاى مسلح است. ضمن اينكه در تاريخ اسلام، نمونههاى فراوان از مقاومت و پايدارى در برابر دشمنان به چشم مىخورد كه به چند مورد از آن اشاره مىگردد:
١- بلال حبشى از مجاهدان مقاوم دوران اسارت است. ابو جهل او را به صورت، بر ريگهاى داغ حجاز مىخواباند سنگ آسياب، بر بدنش مىگذاشت و به او مىگفت: به خداى محمد كافر شو! او مىگفت: احد! احد! يعنى خدا يكتا است. [١]
٢- وقتى خبّاب بن ارت اسلام آورد. كه غلام زنى بود به نام امّ انمار. اين زن آهن گداخته را از كوره بيرون مىآورد و سر خبّاب را با آن داغ مىكرد. كفار مكه نيز زره آهنين بر بدن او مىپوشاندند و در مقابل آفتاب نگه مىداشتند تا بر اثر تابش آفتاب حلقه هاى تفتيده زره بر بدنش مىنشست گاهى آتش مىافروختند و او را به پشت درآن مىكشيدند تا از روغن پشت او آتش خاموش مىشد و گاه سنگهايى كه در آتش گداخته شده بود، بر پشت او مىچسباندند تا گوشت بدن او را مىخورد و بدن را مجروح مىكرد؛ [٢] امّا او همچنان به مقاومت خود ادامه مىداد.
٣- مشركان، عمار و پدرش ياسر و مادرش سميه را، نزديك ظهر هنگامى كه ريگهاى زمين مكه كاملًا داغ شده بود، برهنه بر زمين مىخواباندند و كتك مىزدند. گاهى علاوه بر گرمى آفتاب، زره فولادين بر عمار مىپوشاندند و زير آفتاب نگه مىداشتند. سر انجام، ياسر و سميّه زير شكنجه جان دادند و نام خود را به عنوان نخستين شهداى اسلام ثبت كردند. [٣]
[١] . اسدالغابة، ج ١، ص ٢٠٦.
[٢] . پيغمبر و ياران، ج ٢، ٣٣٢؛ اسد الغابة، ٢، ص ١١٥.
[٣] . الغدير، ج ٩، ص ٢٠-٢٢؛ پيغمبر و ياران، ج ٥، ص ٦-٧.