پاسخ به شبهات ج(1)

پاسخ به شبهات ج(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠

هم باشد دليل نمى‌شود كه آن حضرت پيرو دين مسيح بوده و تنها اثبات‌كننده اين است كه آن حضرت بسان پيامبران تبليغى، به شريعت اديان الهى سابق- كه در اصل يك دين به حساب مى‌آيند- عمل مى‌كرده نه‌اينكه تابع و پيرو محض يك دين خاص به حساب آيد. «١» نظريّه سوم را نيز نمى‌توان پذيرفت. قائلين به اين نظريّه، به برخى از آيات قرآن تمسك كرده‌اند كه دلالت آنها بر مدعاى مذكور ناتمام است، مانند آيات زير: ثُمَّ اوْحَيْنا الَيْكَ انِ اتَّبِعْ مِلَّةَ ابْراهيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ المُشرِكينَ «٢» سپس به تو وحى فرستاديم كه از آيين ابراهيم، كه خالى از هرگونه انحراف بود و از مشركان نبود، پيروى كن. قُلْ انَّنى هَدانى رَبّى الى صِراطٍ مُستَقيمٍ ديناً قَيِّماً مِلَّةَ ابراهيمَ حنيفاً وَ ما كانَ مِن المُشرِكين «٣» بگو: پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده، آيين پابرجا [و ضامن سعادت دين و دنيا]، آيين ابراهيم، همان كسى است كه از آيين‌هاى خرافى محيط خود روى گردانيد و از مشركان نبود. روشن است كه مراد از اين آيات چيزى غير از ديدگاه سوم است؛ زيرا اولًا، اين آيات شريفه بعد از بعثت نازل شده و مربوط به دين حضرت قبل از بعثت نيستند.