پاسخ به شبهات ج(1)

پاسخ به شبهات ج(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦

شما بعد از مطالعه اجمالى در اديان بزرگ دنيا مثل اسلام، مسيحيت و يهوديت با اين دو ميزان مى‌توانيد به حقّانيت اسلام پى ببريد؛ چون غير از اسلام، اصول و ضوابط اديان ديگر قطعاً فاقد دو معيار ذكر شده يا لااقل مخالف يكى از آن دو خواهد بود؛ به عنوان نمونه شما مى‌توانيد با مقايسه اسلام و مسيحيت در امور ذيل به حقانيت اسلام پى ببريد: ١. فطرت و وجدان انسان حكم مى‌كند كه هيچ حكم ضد عقلى را نپذيرد و در همه اعتقاداتش دليل عقلى ارائه كند. اگر به مسيحيت بنگريد، خواهيد ديد كه اين حكم فطرى و وجدانى به شدّت نقض شده است؛ چون در اين مكتب حوزه ايمان و اعتقادات، از حوزه عقل و استدلال جدا است و هيچ‌گاه به پيروانشان اجازه انديشيدن در امورى نظير تثليث و ... را نمى‌دهند و از آنان مى‌خواهند كه به اين امور فقط ايمان آورند در حالى كه شريعت مقدس اسلام به‌شدت با اين امر مخالف است و از پيروانش مى‌خواهد كه دينشان را با منطق عقل و خرد بشناسند و از تقليد كوركورانه پرهيز كنند. اهميت اين مسئله به‌حدى است كه فقها و مراجع دينى، نخستين مسئله رساله‌شان را به عنوان لزوم تحقيق در اصول دين بيان نموده‌اند. ٢. وجود تناقض در انجيل، بى‌اعتبارى آن را ثابت مى‌كند در حالى كه در قرآن واسلام هيچ‌گونه تناقضى (در فروع و اصولش) مشاهده نمى‌شود. مثلًا در انجيل متى‌ باب ١٢ آمده است: مسيح گفت: هر كس با من نباشد، بر ضرر من خواهد بود. در حالى كه در انجيل مرقس، باب ٩ يا انجيل لوقا باب ٩ آمده است: مسيح فرمود: هر كس بر ضد و ضرر ما نباشد او با ما است.