پاسخ به شبهات ج(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
مىگفتند كه پيامبر شما تا ديروز مسيحى بود و از دين ما پيروى مىكرد و امروز آمده ادعاى پيغمبرى مىكند و اين سرزنش را آنقدر ادامهمىدادند كه بهگوش ما نيز مىرسيد؛ چنانكه يهود به پيامبر (ص) اعتراض مىكردند و مىگفتند اگر تو پيغمبرى پس چرا به سوى قبله ما (بيت المقدس) نماز مىخوانى و آنقدر اين سخن را تكرار كردند تا موجب ناراحتى پيامبر شدند و آن حضرت منتظر تغيير قبله بود. آنگاه به دستور الهى، قبله مسلمانان از بيتالمقدس به سمت كعبه تغيير كرد. «١»
نبودن چنين اعتراض و سرزنشى از سوى مسيحيان مىتواند شاهد خوبى بر عدم تابعيت پيامبر اسلام از دين مسيحيّت باشد.
ثانياً، فرضيّه مذكور فرع براين است كه جهانى و فرامنطقهاى بودن دين مسيحيت ثابت شود تا بگوييم اين دين شامل تمام اقوام ازجمله قوم عرب و سرزمين مكه و اطراف آن بوده و در نتيجه پيامبر اسلام را تابع اين دين بدانيم، و اثبات چنين مطلبى كار آسانى نيست. «٢»
ثالثاً، عمل به شريعت مسيح (ع) در گرو آگاهى از احكام آن است و اين يا از طريق معاشرت با مسيحيان صورت مىگرفته است كه اين فرض درست نيست، چون حضرت در طول زندگى خود با مسيحيان معاشرتى نداشته و در مكّه نيز احبار و رُهبانيان وجود نداشتند كه پيامبر به طور مستمر احكام و دستورات دين مسيحيت را از آنها فرا بگيرد، يا از طريق وحى اين آگاهى را به دست مىآورده و بر طبق آن عمل مىكرده است. اين فرض اگر درست