پاسخ به شبهات ج(1)

پاسخ به شبهات ج(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٣

شادى من باشد و خدا نخواست كه شادى من در غير لقاى فرح‌افزاى او باشد. چون از دنيا رفت، مدت‌ها بر عصا تكيه زده و مردم به او نظر مى‌كردند و چون مدت طولانى شد و آب و غذا و خواب نداشت، مردم به اختلاف افتادند. بعضى او را خدا و بعضى ساحر خواندند و برخى گفتند كه او بنده و پيامبر خداست. تا آنكه خداوند موريانه‌اى را مأمور كرد تا عصاى او را از درون بخورد و تهى سازد. پس از آنكه عصا شكست، آن حضرت افتاد و همگان فهميدند كه سليمان از دنيا رفته است. «١» س ٣- روز مباهله به چه روزى گفته مى‌شود و در كدام ماه است؟ ج- اين واقعه در روز ٢٤ ذى حجه [سال دهم هجرى‌]، روى داد. «٢» آن حضرت بعد از آنكه مسيحيان نجران سخنان حق او را نپذيرفتند به عنوان آخرين حجّت از آنان خواست كه اگر در رسالتش شك دارند، در روز معيّن (٢٤ ذى‌حجه) هريك از طرفين، نزديك‌ترين خويشان خود را (زن و فرزند و ...) در مكان مشخصى حاضر نموده و آنگاه از خداوند بخواهند كه به سرعت دروغگو را رسوا سازد. مسيحيان نجران، در آغاز، دعوت آن حضرت به مباهله را پذيرفتند، اما چون مشاهده كردند كه پيامبر (ص) به همراه فاطمه و على و حسن و