پاسخ به شبهات ج(1)

پاسخ به شبهات ج(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٠

پسرم! من در خواب ديدم كه تو را ذبح مى‌كنم، نظر تو چيست؟ گفت: «پدرم! هرچه دستور دارى اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت!» هنگامى كه هر دو تسليم شدند و ابراهيم جبين او را بر خاك نهاد، او را ندا داديم كه: اى ابراهيم، آن رؤيا را تحقق بخشيدى [و به مأموريت خود عمل كردى‌] ما اين گونه نيكوكاران را جزا مى‌دهيم. اين مسلماً همان امتحان آشكار است. ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم. مفسران در ذيل آيه «ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم» آورده‌اند: خداوند قوچى بزرگ فرستاد تا حضرت ابراهيم آن را به جاى فرزند قربانى كند تا سنتى براى آيندگان در مراسم حج و سرزمين «منى‌» از خود بگذارد. «١» ناگفته نماند در اينكه كدام يك از فرزندان ابراهيم (ع) (اسماعيل يا اسحاق) به قربانگاه برده شد و لقب «ذبيح‌اللَّه» يافت، در ميان مفسران سخت گفت‌وگو است؛ گروهى «اسحاق» را «ذبيح» مى‌دانند و جمعى «اسماعيل» را. نظر اول را بسيارى از مفسران اهل سنت و نظر دوم را مفسران شيعه برگزيده‌اند. داستان «ذبح» در «تورات» نيز آمده است و درآنجا علماى يهود «اسحاق» را ذبيح دانسته‌اند، ولى در نقلى آمده‌است كه عمربن عبدالعزيز از يك نفر يهودى كه به اسلام گرويده بود از اختلاف درباره ذبيح سؤال كرد، آن فرد يهودى جواب داد كه علماى يهود نيز اسماعيل را ذبيح مى‌دانند لكن از باب حسد كتمان مى‌كنند و ذبح را به اسحاق پدر اسرائيل، سرسلسله خويش نسبت مى‌دهند. «٢»