پاسخ به شبهات ج(1)

پاسخ به شبهات ج(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٣

پس از سفاح، منصور دوانقى فدك را از دست فرزندان زهرا گرفت. فرزند منصور، مهدى، فدك را به فرزندان زهرا باز گردانيد. پس از مهدى، هارون دوباره فدك را از فرزندان زهرا پس گرفت. وقتى خلافت به مأمون عباسى رسيد، به طور رسمى فدك را به اولاد حضرت زهرا بازگردانيد. پس از مأمون نيز وضعيت فدك چنين بود، گاهى بر مى‌گرداندند و گاهى پس مى‌گرفتند. فدك يك مسئله سياسى به حساب مى‌آمد نه مسئله انتفاعى و اقتصادى. خلفاى عباسى و اموى نياز به درآمد فدك نداشتند و براى همين وقتى عمر بن عبدالعزيز فدك را به اولاد فاطمه برگردانيد، بنى اميه او را توبيخ كردند و گفتند: تو با اين كارت ابوبكر و عمر را تخطئه كردى. «١» مسلم بن حجّاج نيشابورى در كتاب معروفش «صحيح مسلم» داستان مطالبه فدك را از سوى حضرت فاطمه سلام‌اللَّه عليها به طور مشروح آورده و از عايشه نقل مى‌كند كه آن حضرت پس از امتناع خليفه از پس دادن فدك، از او قهر كرد و تا وفات حتى يك كلمه هم با ابوبكر سخن نگفت. «٢» در نهج‌البلاغه درباره فدك چنين آمده است: از ميان آنچه آسمان بر آن سايه افكنده، تنها فدك در دست ما بود كه گروهى بر آن بخل ورزيدند و گروهى هم از آن چشم پوشيدند و خداوند بهترين داور است. «٣»