پاسخ به شبهات ج(1)

پاسخ به شبهات ج(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٦

اين‌گونه معارف، فقط پذيرش پيام دين است؛ مانند فرمان به انجام بعضى از فروعات شرعى، نظير «حج»، «وضو» و .... ٢. معارفى كه «عقل قطعى» توانِ شناخت آن را دارد و حكم به «تصويب و تأييد» آن مى‌كند. در اين صورت برهان عقلى در كنار قرآن و يا متون نقلى ديگر، سخنگو و پيام‌آور دين خداست. ٣. معارفى كه «عقل قطعى» توان شناخت آن را دارد، ليكن درباره آن به «تخطئه و تكذيب» حكم مى‌كند؛ يعنى برهان عقلى قطعى، برخلاف ظاهر قرآن يا سنّت (كه احتمال معناى ديگرى در آن هست) مى‌باشد. در اين صورت پيام «عقل» مقدم است. مثل اينكه عقل «جسم داشتن» و «دست داشتن» را از خداوند نفى كند، پس اگر ظاهر آيه‌اى اين امور را براى خداوند اثبات كند، نمى‌توان به آن ظاهر عمل كرد يا اعتقاد و باور داشت. نكته پايانى اينكه «عقل قطعى» با «نص قرآن» كه آن هم قطعى است، هرگز تعارضى ندارد، امّا عقل غيرقطعى (نظير گمان خاص از علوم تجربى و ...) اگر با «نص قرآن» تعارضى پيدا كرد، در اين صورت بديهى است كه «نص قرآن» كه قطعى است مقدم مى‌باشد. «١» س ١٤- چرا اسامى ائمه اطهار (ع) به خصوص حضرت على (ع) و حضرت امام زمان (عج) در قرآن نيامده است؟ ج- هر چند در به اعتقاد شيعه و سنى بسيارى از آيات قرآن كريم‌