پاسخ به شبهات ج(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٦
حال اگر راههاى استفاده از قرآن و حديث را ندانيم، چگونه مىتوانيم به آن عمل كنيم؟ آيا شناخت قوانين الهى براى همه افراد ممكن است؟
قرآن كريم به اين گونه سؤالها پاسخ مىدهد و طرح جالبى براى تحقيق در مسائل اسلامى ارائه مىفرمايد:
وَما كانَالمؤمنونَ لِيَنْفِرُوا كافّةً فَلَوْلا نَفَرَ مِنْكُلّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِى الدّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ اذا رَجَعوا الَيْهِم لعلّهم يَحْذَرُونَ «١»
شايسته نيست كه همه مؤمنان [براى جهاد] كوچ كنند. پس چرا از هر قوم و قبيلهاى، گروهى كوچ نمىكنند تا [دستهاى بمانند و] در دين فقيه گردند و پس از مراجعت به وطن، مردم خود را بترسانند، باشد كه آنان پروا كنند.
در واقع آيه مذكور سنگ بناى حوزههاى علميه را در كشورهاى اسلامى بر جايگاه مناسب خويش نهاده و نظام «اجتهاد و تقليد» را به روشنى معرفى كرده است.
امّا آيات ذيل هم به موضوع تقليد كوركورانه اشاره نمودهاند:
وَ اذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما انزَلَ اللَّهُ قالوُا بَل نَتَّبِعُ ما الفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا اوَلَوْ كانَ آباءُهُم لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لايَهْتَدُونَ «٢»
چون به ايشان گفته شود كه از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد، گويند:
نه، ما به همان راهى مىرويم كه پدرانمان مىرفتند. آيا هرچند پدرانشان بى خرد و گمراه بودهاند [باز هم شايسته پيروى هستند]؟