اصول پنجگانه اعتقادى

اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٨

كاروانيان كه جمعيت انبوهى را تشكيل مى‌دادند و تا يك صد و بيست هزار تن، تخمين زده شده‌اند، ممكن بود براى گريز از شراره سوزان آفتاب پراكنده شوند. از اين جهت پيامبر فرمود كه به قصد سايه گرفتن و گريز از تابش خورشيد، پراكنده نشوند. از آن پس، فرمود تا خس و خاشاك را برچينند و خارها را بروبند، تا ميدانى فراخ براى تجمّع همگان فراهم آيد. انبوه جمعيّت حاجيان در آن ميدان گرد آمدند و رسول خدا نماز ظهر را با آنان، در آن گرماى طاقت فرسا بجاى آورد و پس از نماز برخاست و با سپاس و ستايش پروردگار، سخنان خود را آغاز كرد و در پند و اندرز مردم بسى اهتمام ورزيد و در نصيحت و موعظه آنان اهتمام تمام به خرج داد. سپس چنين فرمود: «نزديك است كه فرا خوانده شوم و من نيز در برابر فرمان خدا، سرتسليم فرود آورده و آماده رفتنم. من مسؤول هستم و شما نيز مسؤوليد، درباره من در پيشگاه خداوند چه خواهيد گفت؟ [مردم پاسخ دادند]- گواهى مى‌دهيم كه تو آيين خدا را تبليغ كردى، و ما را راهنمايى و ارشاد فرمودى، خداوند به تو پاداش نيك دهد. - آيا به يكتايى خدا و رسالت من گواهى نمى‌دهيد؟ آيا گواهى نمى‌دهيد كه بهشت و دوزخ حق است و وجود دارند؟ - آرى، به همه اينها گواهى مى‌دهيم. - اى مردم، من از ميان شما مى‌روم و شما در كنار حوض بر من وارد خواهيد شد ... در آنجا از دو چيز بس ارزشمند كه نزد شما به يادگار گذاشته‌ام، پرسش خواهم كرد، متوجه باشيد كه چه سان با آن دو رفتار مى‌كنيد.