اصول پنجگانه اعتقادى

اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٢

امامت، ولايت و سرپرستى عام امام است. «حسان بن ثابت» شاعر رسول خدا، در همان روز از پيامبر اجازه خواست و فرازهايى از سخنرانى او را در قالب شعر ريخت. قسمتى از آن سروده چنين است: «فَقالَ لَهُ قُمْ يا عَلِىٌّ فَانَّنى‌ رَضيتُكَ مِنْ بَعْدى‌ اماماً وَ هادِيًا فَمَنْ كُنْتُ مُوْلاهُ فَهذا وَلِيُّهُ فَكُونُوا لَهُ اتْباعَ صِدْقٍ مُواليًا هُناكَ دَعَا اللَّهُمَّ والِ وَلِيَّهُ وَ كُنْ لِلَّذى‌ عادا عَلِيّاً مُعادِيًا» «١» پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: اى على برخيز كه من پس از خود تو را امام و پيشوا برگزيدم. هر كس كه من مولاى او هستم، على مولاى اوست پس براى او پيروانى راستين و دوستدارانى واقعى باشيد. پروردگارا، دوستدارش را دوست بدار، و آن كه با او دشمنى ورزد دشمن شمار. همچنين اميرمؤمنان در اشعارى كه براى معاويه نوشته است، چنين مى‌فرمايد: وَ اوْجَبَ لى‌ وِلايَتَهُ عَلَيْكُمْ رَسُولُ اللَّهِ يَوْمَ غَديرِ خُمٍّ «٢» پيامبر خدا در روز عيد خم ولايتش را براى من، بر شما واجب كرد. ج- پيامبر گرامى در آغاز سخنانش، از رحلت خود سخن مى‌گويد و در نهايت على عليه السلام را به عنوان ولى و امام بعد از خود، به مردم معرفى مى‌كند. در پايان سخن هم مى‌فرمايد: «الله اكبر بر اكمال دين و نعمت سرشار، بر خشنودى خدا از انجام رسالت من، ولايت و رهبرى على (ع).» و سرانجام تبريك و شادباش به على عليه السلام، كه تا