اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٤
با معاد است و درباره مسائلى چون روز قيامت، چگونگى زنده شدن انسانها در قيامت، ميزان، حساب، تجسم، عمل، بهشت و دوزخ آيات ارزنده دارد، و در دوازده آيه نيز به طور روشن، پس از ذكر مسأله ايمان به خداوند، از ايمان به آخرت ياد كرده است.
نقش سازنده اعتقاد به معاد
اعتقاد به اصل معاد تحولى بس عظيم در ساختار انديشه، روان و عمل آدمى به وجود مىآورد و شعاع انديشه انسان را از قلمرو طبيعت و مرزهاى ماديت مىرهاند. اين تحول و دگرگونى كه زاييده آن باور و اعتقاد راستين است، آثار گستردهاى در رشد و تكامل معنوى انسانها و در زندگى فردى و اجتماعى آنها، به همراه خواهد آورد؛ به تلاش و كوشش انسانها جهت معنوى مىدهد؛ بُرد عمل آنان را تا دامنه ابديت مىگستراند؛ به كالبد جامعه روح معنويت مىدمد؛ و براى مقصدى دور دست آنان را به تلاش وامىدارد. با نگاهى گذرا به برخى از آثار سازنده آن اشاره مىكنيم:
الف- آرامش در بيكرانهها
اعتقاد به زندگى پس از مرگ، دامنه پرواز فكر آدمى را از عالم خاكى و از تنگناى زندگى مادى آزاد مىكند. و او را تا اوج معنويت رشد مىدهد. پيروان مكتبهاى مادى، به گمان اين كه انسان موجود مادى است، او را در ديوارهاى بىجان ماده زندانى كرده، و توان و كوشش او را در پهنه طبيعت، محدود مىسازند و سعادت آدمى را در چارچوب زندگى مادى ترسيم مىكنند و سرانجام تلاش، كوشش، فرجام زندگى و هستىاش را، در دل تيره خاك و پهنه تاريك و ظلمانى جهان مادّى مدفون مىكنند. نتيجه قطعى اين بينش، احساس پوچى و بيهودگى