اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥
درس پنجم: صفات خدا
اسم و صفت
به هر كلمهاى كه براى نشان دادن ذات يك شىء به كار رود، «اسم» گفته مىشود، ولى در مورد خداوند به كلمهاى اسم گفته مىشود كه دلالت بر ذات و صفت كند. براى نمونه، وقتى مىگوييم خداوند قادر است، كلمه «قادر» بر ذات خداوند و قدرت او دلالت مىكند.
به هر كلمهاى كه بر وصف و حالت چيزى دلالت كند، «صفت» مىگويند.
به طور مثال، وقتى مىگوييم شهر قم، مذهبى است. «قم» نام شهر و «مذهبى بودن» صفتِ شهر است.
گروهى معتقدند كه صفات خداوند را مىتوان شناخت هر چند از راه تشبيه به امور مادّى و خصوصيات جسمانى باشد. گروه ديگرى معتقدند كه صفات خدا را به هيچ وجه نمىتوان شناخت. تصورات و الفاظ انسانها بيانگر معناى واقعى صفات خداوند نيست.
اين دو طرز تفكر، به تشبيه يا تعطيل مىانجامد و هيچ كدام قابل قبول نيست. فكر و بحث درباره خدا نبايد به تشبيه خدا يا تعطيل فكر بينجامد.