اصول پنجگانه اعتقادى

اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٥

است كه هرگونه معنا و مفهوم را از زندگى بشر سلب كرده و همه روزنه‌هاى اميد و سعادت را به روى بشر مى‌بندد و نغمه‌هاى آرامش او را در آينده تاريك و سردى كه به او مى‌شناساند، خفه مى‌كند. امروزه، انديشمندان اعتراف دارند كه گسترش بيمارى‌هاى روانى و بالا رفتن آمار خودكشى و در كشورهاى صنعتى و پيشرفته جهان، از مادى‌گرايى، پوچ‌گرايى، لذت جويى، بى‌ايمانى و بالاخره از كاهش نفوذ مذهب، سرچشمه مى‌گيرد. آنان كه مى‌پنداشتند با پيشرفت تكنولوژى و گسترش دانش بشر و علوم تجربى، نياز انسان به مذهب برطرف مى‌شود، و مذهب جايش را به علم و دانش مى‌دهد، دريافتند كه بشر امروز، بيشتر از همه دوره‌هاى گذشته، به معنويت و ايمان مذهبى، نيازمند است؛ و سعادتى كه در پرتو دانش براى بشر تصوير كرده بودند تنها سرابى فريباست و عطش جان و روان او را سيراب نمى‌كند. مطلب ديگر اينكه زندگى انسان در جهان ماده داراى پستى و بلنديهاى بسيار است، گاهى مريضى، فقر، درد، رنج و سختى زندگى را احاطه مى‌كند و گاهى رفاه، خوشى و كامروايى به سراغ انسان مى‌آيد و در هر كدام از اين حالات بايد يك قدرت مهاركننده براى انسان وجود داشته باشد و در صورت اول او را از رسيدن به يأس، نااميدى و اقدام به خودكشى باز دارد و در صورت دوم او را از طغيانگرى، سرمستى و فساد جدا سازد و چيزى جز اعتقاد به معاد و باور به پاداش و كيفر اخروى قدرت مهار چنين افرادى را ندارد. بنابراين، تنها در سايه ايمان به مبدأ و معاد است كه پوچى و بى‌هدفى از كوى جان آدمى رخت بر مى‌بندد و از صحنه‌هاى اجتماعى محو مى‌شود و در پرتو آن زندگى بشر، روشنايى و فروغى تازه مى‌يابد. اصول پنجگانه اعتقادى ١٤٢ حيات برزخى در آيات قرآن ..... ص : ١٤٠