اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥
بخش ديگر وجود انسان در قلمرو هدايت عقل است. اين حركت كه در پرتو رهيابى عقل انجام مىشود، با اختيار و آزادانه صورت مىگيرد. وقتى انسان بر سر دو راهيها قرار مىگيرد، فروغ عقل او را راهنمايى كرده، راه درست را از نادرست باز مىشناسد و نيك را از بد جدا مىكند. دروغ، فساد، خيانت و ظلم را بد و زشت مىداند و راستى، پاك منشى، امانت دارى و عدالت را خوب و نيك مىشمارد.
شعاع كارآيى اين هدايت
زندگى انسان با همه ابعاد گستردهاى كه دارد، در حيطه كشش و رهبرى اين هدايت قرار دارد. برخى از كوششهاى انسان با كشش غريزه انجام مىشود. تشنه مىشود و به سوى آب مىرود يا درّندهاى را مىبيند و از آن مىگريزد. اين گونه كارها موافق با ميل است و به طورمستقيم با لذت و رنج جسم او سر و كار دارد. كار لذت آور با نوعى جاذبه، انسان را به سوى خود مى كشد و كار رنجآور با نوعى دافعه انسان را از خود دور مىكند. يادآورى مىكنيم كه انسان در اين موارد با ديگر حيوانات مشترك است.
اما فعّاليتهاى ديگر انسان كه در حيطه راهنمايى و هدايت عقل قرار دارد، از خود جاذبه يا دافعه طبيعى ندارند. غريزه، انسان را به سوى آنها نمىكشاند يا از آنها دور نمىكند، بلكه به خاطر مصلحتى كه در انجام يا ترك آن نهفته است، عقل انسان به انجام يا ترك آن حكم مىكند. اين گونه كارها نه تنها ممكن است كه موافق با ميل نباشد بلكه چه بسا انجام آن با سختيها و رنجهاى فراوان همراه است. اين كارها، فعاليتهاى تدبيرى انسان است كه در پرتو رهبرى عقل و با نيروى اراده انجام مىگيرد. او در اين كارها تدبير