اصول پنجگانه اعتقادى

اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٠

اين گفت و گو به پايان نرسيده بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حالى كه حسين عليه السلام را در آغوش و دست حسن عليه السلام را در دست داشت و حضرت على (ع) و زهرا عليها السلام همراه وى بودند، پاى به ميدان مباهله نهاد. نجرانيان كه وضع را چنين يافتند، به اتفاق آراء، از مباهله منصرف شدند و به پرداخت «جزيه» تن دادند. «١» ج- مبارزه با مفاسد اجتماعى‌ پيامبران از ميان جوامعى برخاسته‌اند كه جهل و نادانى، خرافات و بت‌پرستى برانديشه و دل مردم تنيده بود و ظلم و بى‌عدالتى بر دوش مردم ستمديده سنگينى مى‌كرد. كينه و دشمنى‌هاى بيهوده از همه جا فرو مى‌باريد و آدمكشى، شمشيركشى و قداره بندى‌ها رواج فراوان داشت و زور و قلدرى و برترى طلبى حكمفرما بود. در اين هنگامه، مردى كه مى‌گويد از سوى خدا آمده است، مردم را به صلح و دوستى، پاكى و نيكى، عدالت و برابرى مى‌خواند ودر اوج ستمگرى‌ها و تبعيض‌ها، فريادگر عدالت، دادگرى، برابرى و برادرى مى‌شود. در ميان انبوه شرك، خرافه پرستى، تفرقه و جهل، منادى توحيد مى‌شود و مردم را به دانش جويى، الفت و وحدت دعوت مى‌كند. با اندك دقتى معلوم مى‌شود كه آن منادى پيوند و ارتباط با عالمى ديگر دارد. د- تعليمات مكتب و تربيت يافتگان آن‌ مكتب‌هاى راستين آسمانى پيوسته مردم را به سوى خير، نيكى،