اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧
پيامبرى هستم كه اسم من در تورات و انجيل آمده است؛ اما هرگز يهوديان و مسيحيان، كتاب آسمانى خود را پيش نياوردند و در قبال آن يهود، جنگهايى به راه انداخت و مسيحيان ضربههايى را تحمل كردند، ما از اين جنگها و خسارتهايى كه متحمل شدند، مىفهميم كه نام و نشان پيامبر در كتاب آسمانى آنان بوده است. قرآن در آياتى چند، به آن اشاره مىكند:
«وَ اذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَنى اسْرائيلَ انّى رَسُولُ اللَّهِ الَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِما بَيْنَ يَدَىَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأتى مِنْ بَعْدِى اسْمُهُ احْمَدُ فَلَمَّا جائَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ» «١»
به يادآور هنگامى را كه عيسىبن مريم به بنىاسرائيل گفت: من فرستاده خدا به سوى شما هستم به درستى تورات گواهى مىدهم و شما را به پيامبرى كه بعد از من خواهد آمد و اسمش احمد است، بشارت مىدهم.
پس وقتى كه آن پيامبر- با همان نشانهها- آمد، گفتند: اين جادويى آشكار است!
٣- شواهد و نشانهها
سومين راه شناخت پيامبران، بررسى و گردآورى علايم و نشانههايى است كه گوياى راست بودن ادعاى نبوت آنان است، راهى آسان و روشن كه براى همگان ممكن و ميسر است:
الف- انگيزههاى درونى
بررسى خصوصيات روانى و سابقه زندگى مدعى نبوت، پيش از ادعاى نبوت و ميزان علاقهاش به مال و جاه و مقام، روشنگر اين است كه آيا