اصول پنجگانه اعتقادى

اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٩

درس نوزدهم: برزخ‌ هنگام مرگ، تمام حقيقت و شخصيت انسان كه همان «روح» اوست، بى‌كم و كاست از جانب مأموران الهى دريافت مى‌شود و هيچ‌گونه فنا و نيستى در آن راه ندارد. آنچه متلاشى مى‌شود بدن آدمى است ولى روح كه حقيقت انسان است، از بين نرفته باقى مى‌ماند. قيامت صغرى‌ هنگام مرگ انسان چشم به عالمى مى‌گشايد و حقايقى را مى‌بيند كه چه بسا عمرى از آن غافل بوده است، گويى كه از خواب عميق برخاسته است و اينك خود را با واقعيات برتر روبرو مى‌بيند. بنابراين، مرگ نوعى بيدارى است يعنى با مرگ ديده برزخى انسان گشوده شده، با جهانى آشنا مى‌شود كه به مراتب از جهان مادى وسيع‌تر است. از سوى ديگر، با مركز دلبستگى‌هاى مادى، روابط خويشاوندى و پيوندهاى اجتماعى انسان، كه وى را با عالم دنيا مرتبط كرده، يكباره گسسته شده و به رؤيايى مبدل مى‌گردد. آمال و آرزوهاى دور و درازى كه عمرى را براى آنها سپرى كرده است، چون سرابى در برابر ديدگان او نمايان مى‌شود، كه قطع يكباره اين دلبستگى‌ها و پيوستگى‌ها در جسم و جان او اضطراب و