اصول پنجگانه اعتقادى

اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٦

عقلانى را بر كشش و لذت غريزه مستولى مى‌گرداند، بيمار از نوشيدن داروى تلخ رنج مى‌برد ولى به حكم عقل آن را مى‌خورد. انسان در فعاليتهاى تدبيرى خود، همواره يك طرح و نقشه را در مرحله عملى پياده مى‌كند و هر اندازه كه از ناحيه عقل و اراده كاملتر باشد، فعاليتهاى تدبيرى او بيشتر مى‌شود تا آنجا كه فعاليتهاى غريزى والتذاذيش نيز در روش و محدوده فعاليتهاى تدبيرى او قرار مى‌گيرد و لذتها نيز، به مصلحت تبديل مى‌شود. هدايت پيامبران‌ درست است كه انسان نيك و بد را به طور اجمال درك مى‌كند، و نيروى عقل براى تشخيص نيك و بد در بعضى امور مفيد است، ولى اين هدايت براى راه طولانى و عظيمى كه انسان در پيش رو دارد، ناقص و ناتوان است. زندگى در پرتو هدايت عقل و مصلحت جويى‌هاى آن، مثل گام زدن در بيابان در شب تاريك و طوفانى با چراغى كم‌سو است كه نور آن تنها تا چند قدمى را نشان مى‌دهد و هر لحظه بيم خاموش شدن آن مى‌رود؛ پيامبران آمده‌اند تا مايه‌هاى هدايت عقل را بارور و تقويت كرده و دست انسان درمانده را گرفته و در مسير درست راهنمايى و رهبرى كنند و از سوى ديگر، هدايت عقل را، كه از جانب هواهاى نفس در معرض تهديد تندبادهاى هوى و هوس قرار دارد، آسيب‌ناپذير كنند. «لَمَّا بَدَّلَ اكْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَاللَّهِ الَيْهِمْ، فَجَهِلُوا حَقَّهُ وَاتَّخَذُوا الْانْدادَ مَعَهُ وَ اجْتالَتْهُمُ الشَّياطينُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَ اقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبادَتِهِ فَبَعَثَ فيهِم‌ اصول پنجگانه اعتقادى ٦٤ چرا پيامبران بايد معصوم باشند؟ ..... ص : ٦٢ ْ