اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٨
نيكىها پيشتازند.
با توجه به موارد ظلم از نظر قرآن، مىتوان گفت، كسانى كه در همه عمر گناه و معصيت مىكنند و نيز گروهى كه در ابتداى عمر گناه مىكنند ولى سرانجام، توبه كرده و راه درست را پيشه مىكنند و همچنين، برخى كه در ابتدا گناهى از آنان سر نزده است ولى در اواخر عمر منحرف مىشوند، همه به نوعى ظالم شمرده مىشوند و خداوند با ستمگران، ميثاق امامت نمىبندد:
«لا يَنالُ عَهْدِى الظَّالِمينَ»
اما افرادى كه پيوسته در اطاعت خدا بوده و هيچ غبار گناهى بر آيينه وجودشان ننشسته است، شايسته مقام والاى امامت هستند.
٤- ويژگى ديگرى كه قرآن براى «امام»، بيان كرده، آن است كه «امام» بايد از جانب خداوند تعيين شود؛ زيرا پس از آنكه ابراهيم عليه السلام از همه امتحانات الهى سرفراز برآمد و شايستگى ويژهاش به اثبات رسيد، خداوند فرمود:
«انّى جاعِلُكَ لِلنَّاسِ اماماً»
همانا من تو را امام مردم قرار دادم.
از آن روى كه عصمت و پيراسته بودن از همه گناهان، امرى قلبى و باطنى است و مردم نمىتوانند بدان پىببرند و در نتيجه شخص پيراسته از گناه و معصوم را به امامت برگزينند، خداوند كه داناى آشكار و نهان است، خود، او را برمىگزيند و به مقام امامت مردم تعيين مىكند. بنابراين، از نظر قرآن كريم، جعل و ايجاد مقام امامت، در اختيار مردم نهاده نشده است، بلكه ميثاقى خدايى است و خود آن را ايجاد مىكند.