اصول پنجگانه اعتقادى

اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٢

برگزينند و به پيامبر اسلام يك رأى هم ندهند، مسيلمه پيامبر نمى‌شود و پيامبر اسلام نيز نبّوت و رسالتش را از دست نمى‌دهد. عين اين مطلب در مورد امام نيز صادق است. امام، همان وظايف پيامبر را انجام مى‌دهد؛ تنها تفاوت پيامبر و امام در اين است كه پيامبر پايه‌گذار دين، طرف وحى الهى و داراى كتاب است و امام جداى از اين دو مسأله، ساير مسؤوليت‌هاى پيامبر را بر عهده دارد: امام بيانگر اصول و فروع دين، نگهبان و حافظ آن از تحريف، مرجع كليه امور دينى و دنيوى و دنبال كننده همه وظايف مقام نبوت به عنوان جانشين پيامبر است. از اين رو، وجود دو خصلت در امام ضرورى است: الف- امام بايد گذشته از آن كه علم و دانش خويش را از افراد عادى نمى‌آموزد، آگاه‌ترين فرد و داراى آگاهى كامل نسبت به اصول و فروع و معارف الهى باشد تا بتواند بيانگر اصول و فروع اسلام و جوابگوى كليه نيازمندى‌هاى علمى و معنوى امّت باشد، زيرا بدون چنين علم وسيع و گسترده‌اى سامان دادن مشكلات جامعه اسلامى و به انجام رساندن مسؤوليت‌هاى الهى ناممكن مى‌گردد. ب- امام بايستى از گناه مصون و از اشتباه پيراسته باشد، زيرا بدون «عصمت» نمى‌تواند مورد اعتماد مردم قرار گيرد و براى مردم اسوه و الگو گردد. از آن جا كه اين ويژگى‌ها امورى قلبى هستند، خداوند كه داناى آشكار و نهان است بايستى امام را برگزيند و به مردم معرفى كند؛ زيرا مردم از امور قلبى يكديگر اطلاع ندارند و ممكن است در انتخاب خويش اشتباه كنند. پيامبر گرامى اسلام در آغاز رسالتش، قبيله‌اى را به آيين الهى فرا خواند. سخنگويشان گفت: اگر ما در دينت از تو پيروى كرديم و در پى آن خداوند تو