اصول پنجگانه اعتقادى

اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٠

منشأ عصمت از گناه‌ انسان، موجودى آزاد و انتخابگر است و كارهايش را بر اساس سود و زيان يا مصلحتى كه در انجام يا ترك آن مى‌بيند، انتخاب مى‌كند. از اين رو، آگاهى و تشخيص نيك و بد نقش مهمى در انتخاب او دارد. افراد مردم از نظر درجه ايمان و توجه به آثار گناه متفاوتند؛ هر اندازه ايمانشان قوى‌تر و توجه آنها به زيان گناهان بيشتر باشد، پرهيز و خويشتن دارى آنان نيز بيشتر مى‌شود و به همان نسبت، از ارتكاب گناهان مى‌پرهيزند. اگر درجه ايمان به حد يقين برسد، به گونه‌اى كه آدمى حالت خود را در حين ارتكاب گناه مانند كسى ببيند كه مى‌خواهد خود را از كوه پرت كند يا زهر كُشنده‌اى بنوشد، در اين صورت، احتمال ارتكاب گناه به صفر مى‌رسد و هرگز به طرف گناه نمى‌رود، چنين حالتى را «عصمت از گناه» مى‌ناميم. پس عصمت از گناه، ناشى از كمال ايمان و شدت تقوااست و براى اينكه انسان به حد عصمت از گناه برسد، لازم نيست كه نيرويى خارجى او را باز دارد يا در نهادش انگيزه گناه نباشد. اگر انسان توانايى انجام گناه را نداشته باشد، گناه نكردن براى او كمال شمرده نمى‌شود. او مانندانسانى است كه در زندان حبس است و قادر به دزدى نيست، آيا مى‌توان دزدى نكردن چنين انسانى را به حساب درستى و امانت او گذاشت؟ با اين بيان، عصمت پيامبران تبيين مى‌شود، گر چه عصمت پيامبران مرتبه‌اى دارد والاتر از آنچه گفته شد، ليكن براى روشن شدن آن، بايد به روايتى كه درباره اقسام عبادت عبادتگران آمده است، توجه نمود كه عبادت به طمع بهشت را عبادت تاجران و عبادت از بيم عذاب را عبادت بردگان‌