اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩
درس چهارم: توحيد
دانستيم كه جهان مجموعهاى از پديدههاى گوناگون است كه مبدأ و سرچشمهاى داناو توانا آن را بوجود آورده است، آفريدگارى كه از ويژگيهاى پديده پيراسته است.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه آيا انسان درباره مبدأ همين اندازه مىتواند پيش برود كه از اصل هستى او آگاه گردد و بداند كه جهان، صانع و آفريدگارى دارد يا مىتواند از اين مرحله نيز فراتر رود و از آفريدگار جهان شناخت روشنترى به دست آورد؟
توحيد و شرك
در بسيارى از مكتبها و اديان، اعتقاد به وجود آفريدگار جهان و بىهمتايى او وجوددارد. ولى اغلب اين انديشه در ميان آنها با تار و پود شرك آلوده شده و ارزش والاى خود را از دست داده است. در اديان تحريف شده اعتقاد به يگانگى آفريدگار نخستين، با شرك در عبادت و ستايش خدايان ديگر و نيز استعانت از آنها ناسازگار نيست.
جهان بينى اسلام به عنوان كاملترين جهانبينى الهى، در اين مورد اصل «توحيد» را عنوان مىكند. توحيد يعنى يگانه دانستن خداوند و آفريدگار