اصول پنجگانه اعتقادى

اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥

مى‌خواستى، دعوت مى‌كنم. عرب بعد از لحظه‌اى فرياد زد: «نِعْمَ الرَّبُّ» (خوب خدايى است)، به او ايمان آوردم. «١» بسيارى از دانشمندان معتقدند كه همه انسانها خداوند را مى‌پرستند يعنى حتى شخص بت‌پرست نيز خداوند را پرستش مى‌كند، فطرتش او را به خدا مى‌خواند اما او در تطبيق اشتباه مى‌كند. به گواه تاريخ، خداجويى و خدا پرستى در همه عصرها ودر ميان همه اقوام و ملّتها وجود داشته است؛ حتى در عصر جهالت انسان نيز بشريت بدون انديشه و عشق به خدا نزيسته است بلكه اين انديشه و عشق همگام و همراه انسان از آغاز حياتش تا به امروز، اميد بخش فكر و ضمير آدمى بوده است. آرى فطرت و سرشت آدمى همواره با خداجويى و عشق به او عجين بوده است، اما عده‌اى از انسانها به واسطه ارتباط همه جانبه خود را با جهان و طبيعت و فرورفتن در زندگى مادى، از توجه و محبت به خدا غافل مانده و گرايش‌هايى (درونى و بيرونى) چون حسد، جاه‌طلبى، خودخواهى، شهوات و اميال نفسانى آنها را تحت تأثير قرار داده و از سرچشمه هستى جدا ساخته است. بى‌نهايت خواهى انسان‌ يكى از گرايش‌هاى فطرى انسان، مطلق خواهى اوست، انسان پيوسته در جستجوى كمال بى‌نهايت است، اگر قدرت مى‌طلبد، قدرت مطلق را دنبال مى‌كند، اگرزيبايى مى‌جويد، زيبايى همه جانبه و جمال پايدار را جستجو