اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩
ج-
جهان آغاز و فرجامى تاريك دارد كه در ميانه آن هم فروغى وجود ندارد. انسان، سرزده و بدون هدف، از ماده به وجود آمده و در اين پهنه تاريك قدم نهاده و ديگر بار بدان باز خواهد گشت. تلاش و كوشش او از مرز ماده فراتر نخواهد رفت و انسان و فرايند زندگى او با همه سعى و تلاشش در محدوده ماده بىشعور و بىاراده گم خواهد شد. برتراند راسل فيلسوف مادى مىگويد:
«بشر مولود عواملى است كه در ايجاد او تدبيرى به كار نرفته و غايتى در نظر گرفته نشده، اصل بشر، نمو و حتى عواطف او چون: آرزو، ترس، عشق و عقيده چيزى جز مظهر تلفيق تصادفى اتمهاى مختلف نيست ....»
جهانبينى الهى و مهمترين مواضع آن
الف-
جهان از سرچشمهاى پر فيض منشأ گرفته و پوچ و بىهدف به وجود نيامده است. «١» بلكه با نظم و حسابى دقيق به سوى هدفى روشن روان است «٢» و آفريدگار جهان با علم و دانش بيكرانش سراسر آن را زير نظر دارد.
ب-
انسان الهى، خود را مخلوق قدرت و اراده بىنهايت خداوند مىداند كه مسؤوليت امانت الهى را بر عهده دارد و از مقام «خليفةاللَّهى» بهرهمند است. «٣»