اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٢
(پس از مرگ) به او گفته شد: به بهشت درآى، او گفت: اى كاش قوم من- كه سخنم را نپذيرفتند- اكنون مىدانستند كه چگونه پروردگارم مرا آمرزيده و مرا از بندگان گرامى داشته شده قرار داد.
در آيههاى قبلى جريان گفتگوى اين مرد صالح (مؤمن آل يس) با قومش آمده است كه آنان را به پيروى از رسولانى كه در شهر «انطاكيه» مردم را به پرستش خال
اصول پنجگانه اعتقادى ١٤٨ مردم در صحنه محشر ..... ص : ١٤٧
صانه خداوند مىخواندند، دعوت مىكند. پس از آن، ايمان و اعتقاد خويش را اعلان مىكند و از آنان مىخواهد كه سخنش را بشنوند و راه او را بروند.
مردم سخن او را نشنيدند تا اين كه او به جهان ديگر رفت و در آنجا مغفرت و كرامت الهى را درباره خود مشاهده كرد پس آرزو كرد كه اى كاش قوم من كه هنوز در دنيا به سر مىبرند از وضع سعادتمندانه من در اين جهان آگاه مىشدند. معلوم است كه همه اين مسائل مربوط به قبل از قيامت كبرى است؛ زيرا در قيامت همه انسانهاى پيشين و پسين حاضر مىشوند و كسى در اين دنيا وجود ندارد.
دسته سوم آياتى است كه در آنها از حيات پس از مرگ و پيش از قيامت انسانهاى سعادتمند و نيكوكار يا انسانهاى بىسعادت و گناهكار ياد كرده است:
«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللَّهِ امْواتاً بَلْ احْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحينَ بِما اتيهُمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ الَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ.» «١»
گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدند، مردهاند. بلكه زندهاند، نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند و بدانچه خدا از فضل و رحمت خويش