اصول پنجگانه اعتقادى

اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٧

رفتار كرده است. «١» خداوند در اين جهان، انسان‌ها را به نيكوكارى دعوت كرده است و مردم را به ايمان و نيكى‌ها خوانده است. برخى از انسان‌ها اين دعوت خداوند را پذيرفته و نظام فكرى، عملى و اخلاقى خود را با برنامه‌ها و قوانين الهى تطبيق داده‌اند؛ اما بعضى اين دعوت الهى را نپذيرفته و به ظلم و ستم و فساد و تباهى پرداخته‌اند. از سوى ديگر، مى‌بينيم در اين دنيا نظام گسترده‌اى وجود ندارد كه صد در صد نيكوكاران را پاداش دهد و بدكاران را به كيفرشان برساند، برخى از كارهاى نيك توسط افراد انجام مى‌شود و با به پايان رسيدن عمر آنان مجال و فرصتى براى پاداش آنها نمى‌ماند؛ همچنين، برخى از كارهاى بد و بسيارى از ظلم‌ها و ستم‌ها توسط عده‌اى ديگر صورت مى‌گيرد كه باز مجال كافى براى كيفر نيست. مقتضاى عدل الهى اين است كه جهان ديگرى وجود داشته باشد تا نيكوكاران، پاداش كارهاى نيك خود را دريافت كنند و بدكاران، به كيفر خود برسند. اگر چنين نباشد خلاف عدالت خداوند است، قرآن نيز، همين استدلال را در مواردى مطرح كرده است: «وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ انَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فيهِ الْابْصارُ.» «٢» هرگز مپندار كه خدا از كردار ستمكاران، غافل است؛ همانا كيفر ظالمان را به تأخير مى‌اندازد تا روزى كه ديدگانشان در آن روز، خيره و حيران شود. در آيه ديگرى مى‌فرمايد: