اصول پنجگانه اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٦
آرى، آن كسى كه مىخواهد، از ياران امام زمان باشد، بايد همه توان خود را در ايجاد تقوا و پاكى و عدالت به كار برد و در پاسدارى از اسلام بكوشد.
انتظار و جامعه جهانى
بشر از ديرباز كه به صورت اجتماعى مىزيسته، همواره در آرزوى زندگى سعادتمندانه به سر برده و به انتظار رسيدن آن، به آينده چشم دوخته است. نويسندگان در نوشتههايشان سيماى آيندهاى ايدهآل را ترسيم كردهاند و روابط نيك و پسنديده انسانها، صلح و آرامش، پيشرفتهاى علمى، رفاه و نيكبختى و سعادت همه جانبه بشر را پيشبينى نمودهاند.
آنها راههاى تحقق جامعه آرمانى را بررسى كرده و روشهايى را به منظور عملى ساختن آن نشان دادهاند و در دوره هاى مختلف كتابهاى گوناگونى پيرامون آن نگاشتهاند. «١»
با چشمپوشى از شكلى كه سيستمهاى ساخته فكر بشر و اديان الهى براى جامعه ايدهآل ترسيم مىكنند، همگى در انتظار جامعهاى ايدهآل به سر مىبرند و آيندهاى سرشار از اميد را آرزو مىكنند.
اين انتظار حياتبخش، علاوه بر آن كه گوياى اين واقعيت است كه جامعه جهانى واحدى كه بشر آرزوى آن را دارد، بر پا خواهد گشت، مىتواند به انسان عشق و اميد بدهد و در نهادش انگيزه ايجاد كند تا با تلاش و كوشش راههاى تحقق آرمانش را بيابد و مقدمات آن را فراهم آورد.
انتظار به مفهوم عام و كلّىِ آن مورد توافق مكاتب فكرى بشرى و اديان الهى است و به گفته راسل:
«انتظار ماركس هم همان انتظار مسيحيان است براى رجعت ثانى