تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٥٦
حد كه هر وقت، غمها و رنجها، دشوارىها و نابسامانىها بر امام عليه السلام فشار مىآورد، بهسوى خانه مىآمد و لحظاتى با زهرا سخن مىگفت و دلش آرام مىگرفت.
امام صادق عليه السلام فرمود: على بن ابيطالب عليه السلام هيزم و آب مورد نياز خانه را تهيّه مىكرد و خانهرا جارو مىكرد، و فاطمه عليها السلام گندم آسيا مىكرد و خمير درست مىكرد و نانمىپخت. «١» ٢- شوهردارى فاطمه عليها السلام زنى است كه با مردى فقير ولى با فضيلت ازدواج كرد. وى از همان ابتدا موقعيّت حساس اسلام و شوهرش را به خوبى درك مىكرد، و مىدانست كه اگر شمشير على عليه السلام نباشد اسلام چندان پيشرفتى ندارد. و نيز مىدانست كه سپهسالار شجاع اسلام در صورتى در ميدان نبرد پيروز مىگردد كه از جهت اوضاع داخلى فكرش آزاد و از تشويق و مهربانىهاى همسرش برخوردار باشد. هنگامى كه على عليه السلام با پيكرى خسته از ميدان نبرد بازمىگشت، از مهربانىها و نوازشهاى همسرش كاملًا برخوردار مىشد، زخمهاى بدنش را پانسمان مىكرد و لباسهاى خونآلودش را مىشست. وقتى على عليه السلام از جنگ احد بازگشت، شمشيرش را به فاطمه عليها السلام داد و فرمود خونهايش را بشوى. «٢» او در كشاكش زندگى همفكر على عليه السلام و همگام با او بود و آن حضرت را در كارهايش يارى مىداد، او را تحسين و تشويق مىكرد و فداكارىها و شجاعتهايش را مىستود، در برابر تلاشهايش احساس وظيفه مىكرد، در همه عمر يكبار هم نشد كلمات دلسرد كنندهاى به همسرش بگويد و يا دل او را به درد آورد بلكه همواره بوسيله نوازشهاى بىشائبهاش روح آزرده و تن خستهاش را تسكين مىداد. خود على عليه السلام دراين باره مىفرمايد: هر وقت به خانه مىآمدم و چشمم به زهرا مىافتاد تمام غمها و غصّههايم برطرف مىشد. «٣» و نيز در پاسخ پيغمبر كه سؤال كرد: فاطمه را چگونه يافتى؟ عرض كرد: فاطمه