تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٤٥
دنيا روى گردانده با دعا به اصلاح امر آخرت خويش پرداخته است، در نتيجه كارى به حكومت و مسائل سياسى ندارد. ثانياً بر فرض آنكه حكومت به اين حركت آرام ولى عميق و كوبنده امام عليه السلام پى مىبرد، نمىتوانست اعتراض كند؛ زيرا اين اعتراض براى مردم نه تنها قابل قبول نبود بلكه زننده مىنمود و خشم و نفرت عمومى مردم را بيش از پيش متوجه دستگاه خلافت اموى مىكرد.
و ديگر، جنبه آموزشى و تربيتى آن به عنوان عامل ارتباط ميان بنده و خدا و بريدن از خود و همه قدرتهاى پوشالى و پيوستن به قدرت لايزال الهى است. توجه و انديشه در مضامين بلند دعاهاى رسيده از امام زينالعابدين عليه السلام بسيارى از مسائل مبهم را در زمينه اعتقادات، اخلاقيات و سير و سلوك براى ما روشن مىكند. و تعليمات فراوانى را به افراد بشر در هر نقطه و از هر مذهب، بهويژه امّت اسلامى مىدهد. از مسائل خداشناسى گرفته تا مسأله نبوت، امامت، نظام رهبرى و حكومت، اخلاق، حقوق مدنى، احكام و آداب و سنن.
٢- تبيين و تثبيت امامت مسأله امامت، با همه جايگاه بلندى كه در نظام اعتقادى اسلام دارد پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله مورد بىاعتنايى و انزواى گردانندگان دستگاه خلافت قرار گرفت و در دوران سلطنت معاويه و يزيد يك مسأله مهجورى شده و بطور كلّى از ذهنها دور گشته و يا بد تفسير شده بود.
امام سجّاد در مقابل اين توطئه مىبايد مفهوم اصلى امامت و جهت و شرايط آن را از نظر اسلام تبيين كند تا مردم با آگاهى از آن شرايط، امام عدل و پيشواى حق را از پيشواى جور بازشناسند. اين بعد از تلاش امام عليه السلام در خطبهها، گفت و گوها، بويژه در دعاهاى آن حضرت نمودار است. به عنوان نمونه، تكرار فراوان جمله: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» در دعاهاى صحيفه سجاديّه صرف نظر از جنبه تربيتى و آموزشى آن، از نظر سياسى، در آن شرايط خفقان، ضمن تأييد و تثبيت نظام صالح محمّدى و حكومت حقّه علوى و جهتدهى مردم به اين سمت، حكومت فاسد امويان را كه نهتنها سنخيّت و وابستگى به