تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٠٤
نامساعد از مناظره و سخن گفتن خوددارى كند. هشام در پى اين رهنمود تا پس از مرگ مهدى و پيدايش آرامش نسبى سخن نگفت. «١» ٢- منصور سياست شكنجه و فشار سياسى و اقتصادى را نسبت به مخالفان، بويژه علويان اجرا كرد. مردم مدينه بيش از نقاط ديگر، تحت فشار و نظارت دستگاه خلافت قرار داشتند. زيرا آنان بيش از هرجاى ديگر، با تعاليم اسلام و مدل حكومت اسلامى آشنايى داشتند و كمتر حاضر بودند، حكومتهاى فاسدى همچون حكومت منصور را بپذيرند.
علاوه بر آن، پيشوايان معصوم و رجال بزرگ شيعه در مدينه اقامت داشتند و وجود آنان همواره محور جنبشهاى اسلامى و خطرى براى دستگاه خلافت به شمار مىرفت.
گماردن رياح بن عثمان- كه فردى بىرحم، سنگدل و سختگير بود- به فرماندارى مدينه از سوى منصور پس از شنيدن خبر نهضت محمد بن عبدالله بن حسن- معروف بن نفس زكيّه- در همين راستا انجام گرفت. «٢» منصور در طول حكومت ننگين خود صدها انسان حقطلب و آزاديخواه را به قتل رسانيد. او در مبارزه با آل على عليه السلام تا آنجا پيش رفت كه به هر يك از آنان دست مىيافت او را دستگير و پس از بستن غل و زنجير به دست و پايش به زندان مخصوص مىافكند؛ زندانى كه شب و روزش تشخيص داده نمىشد. «٣» او، بعضى از انقلابيون را پس از دستگيرى زنده زير ديوار مىگذاشت و روى آن ستون بنا مىكرد. «٤» منصور به منظور تحت فشار قرار دادن شيعيان، نهتنها اموال عمومى مسلمانان را در خزانه خود، گرد آورده و از صرف آن در راه عمران كشور و رفاه و آسايش مردم خوددارى مىكرد، بلكه آنچه هم در دست مردم بود به زور مىگرفت تا همه نيازمند دستگاه و گرسنه و متكى به او باشند. «٥» در اين ميان، مردم مدينه بيش از ساير نقاط، تحت فشار بودند.