تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٥٥
متعال فرمان داده است فاطمه را به عقد على درآورى. «١» پيامبر صلى الله عليه و آله پس از كسب موافقت زهرا عليها السلام از على عليه السلام پرسيد: براى انجام مراسم ازدواج چه دارى؟ عرض كرد: جز يك زره و شمشير و شتر آبكش چيزى ندارم. به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله زره را فروخت و با پول آن كه حدود پانصد درهم مىشد اثاث و جهيزيه سادهاى خريدارى شد و نيز ضيافتى ترتيب دادند و مسلمانان را اطعام نمودند و با شادى و سرور و در محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله فاطمه عليها السلام را به خانه على عليه السلام بردند. «٢» در خانه ولايت فاطمه عليها السلام از بيت «رسالت»» به بيت «ولايت» منتقل شد. در اين پايگاه وظايف تازه و سنگينى بر دوش او افتاد. فاطمه عليها السلام در اين كانون بايد در نقش كامل يك زن مسلمان تجلّى كند تا زنان جهان در آيينه وجودش حقيقت و نورانيّت اسلام را بنگرند. اينك نمايى از ابعاد زندگى پربركت حضرت فاطمه عليها السلام در سنگر خانواده.
١- خانهدارى فاطمه عليها السلام در عين اينكه بزرگ و گرامى و نور چشم پيامبر بود و شريف زادهتر از او وجود نداشت، در خانه كار مىكرد و از زير بار كارهاى دشوار خانهدارى شانه خالى نمىكرد. به حدى در خانه زحمت مىكشيد كه خود على عليه السلام دربارهاش رقّت مىنمود و خدماتش رامى ستود، به يكى از اصحاب فرمود: مىخواهى از وضع خودم و فاطمه براى تو تعريف كنم؟ ... آنقدر در خانهام آب مىآورد كه آثار مشك در بدنش ديده مىشد، آنقدر آسياب مىگرداند كه دستهايش تاول مىزد و آنقدر در نظافت و تميز كردن خانه و پختن نان و غذا زحمت مىكشيد كه لباسهايش غبارآلود مىشد. «٣» حضرت زهرا عليها السلام خانه را كانون آسايش على عليه السلام و فرزندانش ساخته بود، بدان