تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٨٢
امام] حسن عليه السلام، آنگاه [امام] حسين، سپس على بن حسين و پس از آن محمد بن على، آنگاه من پيشوا هستم؛ مسائلتان را از من بپرسيد.
امام عليه السلام- به گفته «عمرو بن ابىمقدام» راوى حديث- اين پيام را سه بار تكرار كرد؛ سپس به سه جهت ديگر نيز رو كرد و در هر سه سمت، سه بار آن را تكرار نمود، بگونهاى كه در مجموع دوازده بار بيان فرمود.
٢- رهبرى تشكيلات شيعه تشكيلات شيعه متشكل از جمع شيعيان- كه با هدفى مشترك وظايف مختلفى را حول محور ولايت و امامت امامان معصوم عليهم السلام در هر عصر انجام مىدادند و در ميان خود نوعى ارتباط و نيز احساسات نزديك داشتند- در طول حيات امامت با فراز و نشيبهايى همراه بود. اين تشكّل بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله به جمعى از خواص صحابه از قبيل سلمان، ابوذر، مقداد، عمار ياسر، حذيفه، ابى بن كعب و ... محدود مىشد. در طول حكومت بيست ساله معاويه، با مشهود نبودن فعّاليّت بارزى از سوى امام حسن و امام حسين عليهما السلام، تنها وجود چنين تشكلى بود كه به رشد انديشه شيعى و افزايش تعداد شيعيان در سراسر حجاز و عراق امكان مىداد.
پس از مرگ معاويه گرايشهاى شيعى و ابراز محبّت به خاندان نبوت، گسترش روزافزونى يافت بهگونهاى كه هزاران نفر به امام حسين عليه السلام نامه نوشتند و آن حضرت را براى به دست گرفتن حكومت به كوفه دعوت كردند. پس از واقعه كربلا فعّاليّت سازمان يافته شيعيان در عراق، پرتحركتر شد و در پرتو تلاشهاى پنهانى و به ظاهر آرام امام سجاد عليه السلام اين جمع، عناصر بالقوه خود را بازيافته و فعّاليّت خود را گسترش داد.
در دوران امام باقر عليه السلام جمع شيعه رو به فزونى نهاد و در محفل درس آن حضرت در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله گروه زيادى از شيعيان از نقاط مختلف حضور پيدا مىكردند. اين رقم روز به روز در حال فزونى بود و در زمان امام صادق عليه السلام افزايش چشمگيرى يافت، چندان كه- بنا به نوشته مورخان- چهار هزار نفر دانشجو از محضر پيشواى ششم بهره علمى مىبردند. اين جمعِ رو به رشد و گسترش و داراى قدرت و نفوذ- كه همواره