تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٦
آوردهام؛ خداوند فرمان داده است تا شما را به سوى او بخوانم. كداميك از شما مرا در اين امر مهم يارى خواهد كرد تا همو، برادر، وصىّ و جانشين من گردد؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله اين تقاضا را سه بار تكرار كرد و هر بار تنها على عليه السلام برخاست و آمادگى خود را اعلام داشت.
پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به حاضران فرمود:
«انَّ هذا اخى وَ وَصِيّى وَ خَليفَتى فيكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ اطيعُوا.» اين، برادر، وصىّ و جانشين من در ميان شماست؛ سخنش را بشنويد و از او پيروى كنيد. «١» در بستر پيامبر صلى الله عليه و آله با گسترش اسلام، سران قريش وجود پيامبر صلى الله عليه و آله را براى رسيدن به خواستههاى سلطهجويانه خويش، خطرناك تشخيص دادند. به همين منظور در «دارالنَدْوَه» گرد آمدند و در مورد مقابله با رسول خدا مشورت كردند. سرانجام قرار بر اين شد كه از هر قبيله، يك تن را برگزينند تا شبانه به خانه پيامبر صلى الله عليه و آله بريزند و همه با هم او را بكشند.
پيامبر از طريق وحى از توطئه آگاه شد و فرمان يافت شبانه هجرت كند «٢» و از حضرت على عليه السلام خواست در بستر وى بخوابد بهگونهاى كه كسى مطلع نشود او بهجاى پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيده است. على عليه السلام با جانبازى خويش جان پيامبر گرامى صلى الله تاريخ زندگى ائمه(ع) ٣٢ آغاز مظلوميت ص : ٣١ عليه و آله را حفظ كرد و خطرها و پيامدهاى آن را بر خود هموار ساخت.
اين فداكارى چندان مهم و ارزنده بود كه خداوند- طبق آنچه از روايات مختلف استفاده مىشود «٣»- آيهاى در اين مقام فرو فرستاد:
«وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ.» «٤» برخى از مردم جان خود را در راه رضايت خداوند مىفروشند و خدا بر بندگان مهربان است.