تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٩٣
«مُغَيرة بن شُعْبَه» او را كافرترين و پليدترين مردم خواند؛ «١» «عايشه» رو در رويش ايستاد؛ «مالك بن هُبَيْرَه» با وى قطع رابطه كرد «٢» و «ابو اسحاق سبيعى» او را غدّار خواند. «٣» ٢- حفظ جبهه امامت امام حسن عليه السلام بهعنوان پيشواى امّت، امين و پاسدار مكتب و مبانى و ارزشهاى آن بويژه خط سرخ امامت و جانبدارى از پيروان آن يعنى شيعيان مخلص، زمام امور را به دست گرفت. رو در رويى اوّليه با معاويه بهعنوان عنصر بازدارنده از راه خدا در راستاى تحقق همين اهداف عالى بود؛ ولى زمانى كه احساس كرد برخورد نظامى با طاغوت شام نهتنها منجر به حذف وى از جامعه اسلامى نمىشود كه نابودى جبهه امامت و عناصر جانبدار آن را در پى خواهد داشت، ع تاريخ زندگى ائمه(ع) ٩٩ دوران كودكى ص : ٩٩ مليّات نظامى بر ضدّ معاويه را متوقّف كرد و بدينوسيله دستاوردهاى مكتب و نيروهاى اندك وفادار آن را از خطر از هم فروپاشى و نابودى به دست حكومت ويرانگر شام حفظ كرد.
امام حسن عليه السلام در سخنان خود به اين موضوع اشاره كرده است، از جمله:
الف- «... فَرَأَيْتُ انْ اسالِمَ مُعاوِيَةَ وَ اضَعَ الْحَرْبَ بَيْنى وَ بَيْنَهُ وَ قَدْ بايَعْتُهُ وَ رَأَيْتُ انَّ حِقْنَ الدِّماءِ خَيْرٌ مِنْ سَفْكِها وَ لَمْ ارِدْ بِذلِكَ الَّا صَلاحَكُمْ وَ بَقاءَكُمْ.» «٤» من مصلحت را در اين ديدم كه با معاويه از در مسالمت وارد شوم و جنگ را كنار بگذارم؛ زيرا ديدم حفظ خونها (ى مسلمانان) بهتر از ريختن آنها است. و من از اين تصميم جز مصلحت و بقاى شما ارادهاى نداشتم.
در پاسخ به يكى از معترضان صلح:
ب- «ما ارَدْتُ بِمُصالَحَتى مُعاوِيَةَ الَّا انْ ادْفَعَ عَنْكُمُ الْقَتْلَ عِنْدَ ما رَأَيْتُ مِنْ تَباطُىءِ اصْحابى عَنِ الْحَرْبِ وَ نُكُولِهِمْ عَنِ الْقِتالِ.» «٥»