تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٩٦
پس از امروز او را نخواهيد ديد تا آن كه زمان درازى بر آن بگذرد؛ بنابراين آنچه عثمان مىگويد بپذيريد كه او جانشين و وكيل پيشواى شما است. «١» انجام پارهاى تمرينهاى مرتبط با موضوع غيبت به منظور تكميل اقدامات انجام شده توسط امامان پيشين در اين ارتباط. پوشيده داشتن خود از مردم- بجز موارد ضرورى- و محدود كردن ديدارهاى عمومى خويش به روزهايى كه با خليفه قرار ملاقات داشت، «٢» و نيز پياده كردن نظام وكلا براى ارتباط با پيروان خود و ارجاع شيعيان به آنان، از جمله اين تمرينها بود.
امام مىدانست كه در آينده نزديك، غيبت صغرى فرا مىرسد و ارتباط فرزند بزرگوارش با شيعيان تنها از طريق نوّاب خاص خواهد بود و در حقيقت با اتخاذ اين روش، راه پيروان خود را براى پيمودن آن مرحله حساس و دشوار هموار ساخت.
شهادت پيشواى يازدهم پس از حدود ٢٨ سال بندگى خدا و شش سال تلاش و مبارزه در مسند امامت، سرانجام در اوايل ماه ربيعالاوّل، سال ٢٦٠ در بستر بيمارى افتاد و در روز جمعه هشتم همان ماه به ديدار پروردگارش شتافت. «٣» عبيداللّه بن خاقان، از سران حكومت، بهمحض آگاهى از بيمارى امام توسط جعفر، برادر آن حضرت، نزد معتمد رفت و در حالى كه پنج تن از جاسوسان همراه او بودند، بسرعت بازگشت و به آنان دستور داد در خانه امام باشند و اخبار و مسائل آنجا را گزارش كنند.
وى چند نفر ديگر را نيز بهعنوان پزشك مأمور كرد كه روزى دوبار به امام سربزنند و چون خبر رسيد حال امام رو به وخامت است، دستور داد پزشكان نيز تمام وقت ملازم خانه امام باشند. او در اقدام ديگر از قاضى القضاة خواست ده نفر از نيروهاى مورد