تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٦٨
طاغوت زمان ربوده و مدينه را به پايگاه مبارزه عليه دستگاه خلافت عباسى و كانون خطرى براى موجوديت آن تبديل كرده بود.
امام هادى عليه السلام با استفاده از ضعف و آشفتگى اوضاع سياسى، به تبيين و گسترش مبانى اعتقادى و فرهنگى اسلام، رهبرى و هدايت امّت مسلمان همّت گمارد و شيعيان را- كه در آن زمان تعدادشان رو به فزونى بود- از سرچشمه زلال دانش امامت و فرهنگ ناب، سيراب كرد.
امام هادى عليه السلام در مدينه موقعيّت ممتازى داشت و در واقع دولتى در مقابل دولت عباسى تشكيل داده بود. دانش پژوهان و حقجويان از هر سو به محضرش روى مىآوردند. شيعيان نيز از نقاط مختلف بويژه ايران، عراق و مصر بهصورت حضورى يا از طريق نوشتن نامه، مسائلشان را مطرح كرده از آن گرامى رهنمود مىگرفتند. وكلاى امام نيز در ميان مردم پراكنده بودند و از نزديك با آنان ارتباط داشتند.
البته برنامهريزىها و تصميمگيرىهاى مهم و كارهاى اساسى بويژه در زمينه مسائل تشكيلاتى، پنهانى و دور از چشم دولتمردان و عوامل اطلاعاتى انجام مىگرفت و اصل «تقيّه» در مسائل حياتى، همواره مورد توجه امام و پيروان خاص وى بود و همين مسأله موجب شده كه خدمات و فعّاليّتهاى فرهنگى، سياسى و اجتماعى امام هادى عليه السلام در مدينه در متون تاريخى بهطور تفصيل منعكس نشود. ولى از شواهد و قراين تاريخى و گفتگوهاى آن حضرت با افراد از قبي تاريخ زندگى ائمه(ع) ٢٧٤ ١ - تبيين و تثبيت موضع امامت ص : ٢٧٣ ل: ارتباط مداوم دانشپژوهان با آن حضرت، گزارش والى مدينه از فعّاليّتهاى امام به متوكل، اقدام سريع نسبت به احضار آن گرامى به سامرّا، اظهارات «يزداد» پزشك دربارى- مبنى براينكه متوكل از آن بيم داشت كه اگر امام در مدينه بماند، مردم بويژه چهرههاى سرشناس به وى گرايش پيدا كرده، در نتيجه حكومت از دست عباسيان بيرون رود «١»- آگاه ساختن افراد از بعضى جريانات سياسى، «٢» ديدار امام با بعضى از چهرههاى برجسته نظامى حكومت «٣» و ...، مىتوان به ابعاد و گستره فعاليّتهاى آن حضرت پى برد.
فعاليّتهاى آشكار و پنهان ياد شده، مزدوران عباسى در مدينه را به وحشت انداخت