تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٣٢
مهمترين انگيزههاى سياسى مأمون از اتخاذ اين سياست عبارت است از:
الف- جلب رضايت ايرانيان كه به تشيع و دوستى على عليه السلام و دودمانش روى آورده بودند. مأمون كه مادرش ايرانى بود و در پرتو حمايت ايرانيان به قدرت رسيده بود مصلحت خود را در همراه داشتن آنان با خود مىديد. براى اين كار لازم بود خود را از نظر اعتقادى و سياسى هماهنگ با آنان نشان دهد.
ب- فرو نشاندن قيامهاى علويان كه بسان استخوان گلوگيرى همواره خلفا را آزار مىداد.
مأمون براى مهار كردن جنبش بالنده علويان و خلع سلاح ايشان دست به اين اقدام زد.
ج- خالى كردن صحنه از وجود امام رضا عليه السلام. بدون شك هدف اساسى مأمون از طرح مسأله ولايتعهدى، شخص امام رضا عليه السلام و خالى كردن صحنه سياسى كشور از وجود آن حضرت بود؛ زيرا وجود آن گرامى را بزرگترين خطر براى حكومت خود مىديد. علاوه بر آن كه با اين كار، فعّاليتهاى حضرت را زير نظر مىگرفت، او را از زندگى اجتماعى و پايگاههاى مردمى دور مىساخت و رابطهاش را با امّت مىگسست و بدين ترتيب- به گمان خود- از نفوذ كلمه و محبوبيّت اجتماعى امام عليه السلام مىكاست. اين انگيزهها هم در سخنان مأمون به چشم مىخورد و هم در بيانات امام رضا عليه السلام. «١» د- بهرهبردارى از نفوذ كلمه امام عليه السلام. مأمون در عين آن كه سعى داشت از امام رضا عليه السلام به عنوان سپر براى جلوگيرى از خشم مردم نسبت به عباسيان بهره جويد، مىكوشيد تا انرژى متراكم نيرومندترين جبهه مخالف را كه مظهرش على بن موسىالرضا عليه السلام بود در خدمت خود بگيرد.