تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٢٥
دوران امين پس از هارون، فرزندش امين به خلافت رسيد و پنج سال حكومت كرد. وى هر چند از برادرش مأمون كوچكتر بود ولى از آنجا كه مادرش زبيده و دايىهايش افرادى سرشناس و متنفّذ در دستگاه خلافت بودند، از طرف هارون به ولايتعهدى برگزيده شد.
امين، عنصرى زشتكردار، سست رأى و عياش بود. مأمون برادر خود را خوب مىشناخت و مىدانست امين با موقعيتى كه دارد حكومت را پس از خود به وى واگذار نخواهد كرد؛ از اين رو از همان آغاز به مخالفت با او برخاست و سعى در قبضه كردن قدرت داشت. سفر او به خراسان همراه پدرش در راستاى همين هدف انجام گرفت. «١» امين در سال ١٩٤ مأمون را از ولايتعهدى خلع كرد و فرزندش موسى را بر اين سمت گماشت، سپس با لشكركشى به خراسان در سال ١٩٥ درصدد نابودى وى برآمد كه با واكنش مأمون مواجه شد. بدين ترتيب كشمكشهاى ميان دو برادر حدود سه سال به درازا كشيد و پس از درگيرىهاى زياد سرانجام مأمون به كمك ايرانيان و با تدبير فرماندهان زبدهاى مانند طاهر بن حسين و هرثمة بن اعين، بر امين چيره شد و با كشتن وى در سال ١٩٨ هجرى خلافت را قبضه كرد و به جاى بغداد، مرو را مركز حكومت خود قرار داد. «٢» تاريخ پنج ساله حكومت امين از بيان اقدامات و موضعگيرىهاى وى نسبت به امام رضا عليه السلام و همچنين تلاشهاى آن حضرت يا واكنشهاى وى ساكت است. امام عليه السلام از فرصت پيش آمده بيشترين بهره را برد و به نشر و گسترش معارف اسلامى در سطح جامعه و تحكيم پايگاههاى مردمى پرداخت.