تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢١٣
هارون از سخنان امام عليه السلام برآشفت و نسبتبه آن حضرت باتندى و خشونت رفتار كرد. «١» امام عليه السلام در اين برخورد با استناد به آيات نورانى قرآن، نه تنها صلاحيّت هارون را براى امامت مسلمانان نفى كرد، بلكه او را فاسق و غاصب و از مستكبران روى زمين خواند كه به آيات الهى ايمان ندارند، از صراط مستقيم حق، روى برتافته، راه گمراهى در پيش گرفتهاند.
امام كاظم عليه السلام در حالى كه عبداللّه و گروهى از بزرگان شيعه در منزلش گرد آمده بودند، دستور داد هيزم زيادى وسط خانه فراهم آورده و آنها را آتش بزنند، چون شعلههاى آتش زبانه كشيد برخاست و در درون آتش نشست و با حاضران به گفتگو پرداخت. پس از ساعتى بيرون آمد و به برادرش عبدالله فرمود: اگر مىپندارى كه بعد از پدرت امام هستى برخيز و آنجا كه من نشستم بنشين! عبداللّه رنگ از چهرهاش پريده برخاست و با شرمندگى از نزد امام بيرون رفت. «٢» ب- اثبات امامت خويش: امام عليه السلام در اين مرحله، با صراحت، مردم را به پذيرش امامت خود فرامىخواند و با گفتار و نشان دادن كرامات فراوان، درصدد تبيين و تثبيت امامت خود برآمد و از اين طريق حق را براى مردم آشكار ساخت. دعوت صريح و عمومى آن حضرت خطاب به متحيّران در امر امامت چنين بود:
«لا الَى الْمُرْجِئَةِ، وَ لا الَى الْقَدَرِيَّةِ، وَ لا الَى الزَّيْدِيَّةِ وَ لا الَى الْمُعْتَزِلَةِ، وَ لا الَى الْخَوارِجِ، الَىَّ، الَىَّ، الَىَّ.» «٣» نه بسوى مرجئه، نه قدريّه، نه زيديّه، نه معتزله و نه خوارج برويد؛ بلكه بسوى من، بسوى من، بسوى من بياييد.
٢- رهبرى تشكيلات شيعى از جمله محورهاى مهمّ فعاليّتهاى امام كاظم عليه السلام رهبرى تشكيلات سياسى شيعه و نظارت بر عملكرد ايشان و تقويت و پشتيبانى آنان بود. اين بخش از فعّاليّت امام عليه السلام،