تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٧٥
در دوران عمر بن عبدالعزيز تا حدى از فشار كاسته و مشكل ماليات حل شد ولى پس از او جريان به وضع سابق بازگشت و پيوسته در حال بحران و افزايش بود.
٣- ناديده گرفتن غير عرب نظام حكومتى بنىاميّه براساس تعصّب عربيّت بنا شده بود. آنان تمام مناصب را به دست اعراب مىسپردند و ديگر طوايف اسلامى را كه بهنام «موالى» «١» مىخواندند نه تنها از مناصب حكومتى محروم مىكردند بلكه با ديده حقارت مىنگريستند. از قلمرو بصره هر چه غير عرب بود اخراج گرديد. اين آوارگان در تظاهرات خود، فرياد:
«وا محمّدا، وا احمدا»، سر داده نمىدانستند به كجا پناه ببرند. «٢» برخى مىگفتند: نماز بيكى از سه چيز شكسته مىشود: خر، سگ و موالى. «٣» روزى معاويه از افزايش جمعيت موالى به خشم آمد تصميم گرفت نيمى از آنان را از دم تيغ بگذراند ولى «احْنَفْ» وى را از اين اقدام برحذر داشت. «٤» وقتى عربى از خريد برمىگشت و بر سر راه خود يك عجم را مىديد، كالاى خود را به زمين مىگذاشت. عجم موظف بود كه بار او را به منزل برساند. «٥» بهدنبال اين عوامل- و عوامل ديگر- شورشها و آشوبها يكى پس از ديگرى عليه حكومت اموى بهوجود آمد و بر همگان روشن شد كه امويان هدفى جز حكمرانى و سلطهجويى ندارند.
در اين گير و دار چنان با مردم رو در رو قرار گرفتند كه كنترل كشور از دستشان خارج شد و در ايام حكمرانى مروان حمار- آخرين خليفه اموى- اوضاع كشور به بدترين شرايط انفجار رسيده بود.
از سوى ديگر مردم دريافته بودند كه خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله- كه محبوبترين چهره در جامعه اسلامى بودند و سمبل عدالت و تقوى بهشمار مىرفتند- تنها پايگاه استوار و قابل اطمينانى