تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٦٣
عوامل افزونى بودند كه مردم را نسبت به مسائل دينى و فقهى در بىخبرى محض قرار داده بود. دكتر على حسن مىنويسد:
در دوران بنىاميّه- كه به امور و مسائل دينى توجه چندانى نمىشد- مردم نسبت به فقه و مسائل دينى آگاهى نداشتند و از آن چيزى نمىفهميدند، و تنها مردم مدينه از اينگونه مسائل آگاهى داشتند. «١» شاهد گوياى آن روايتى است كه مىگويد: ابن عباس در آخر ماه رمضان در بصره بر فراز منبر از مردم خواست زكات روزه خود را بپردازند؛ ولى هيچ كس، مقصود و معناى حرف او را نفهميد. ابن عباس گفت: كسانى از مردم مدينه كه در آنجا حاضرند برخيزند و براى آنها مفهوم زكات روزه را توضيح دهند. «٢» امام باقر عليه السلام در چنين فضايى به احياى فقه ناب محمدى و گسترش كلّيات و فروع آن در ميان مردم همّت گمارد. اصلىترين مستند امام عليه السلام در تبيين مسائل فقهى كتاب الهى و سنّت نبوى بود و اين در شرايطى بود كه فقهاى عامّه در اين عصر مانند زُهَرى، قَتاده، هشام بن عروه، مَكْحول و ... با تكيه بر آراء و نظرات خود و نيز قياس و استحسان بر مسند فتوا تكيه داده پاسخگوى مسائل دينى مردم بودند. پيشواى پنجم عليه السلام با اتخاذ اين روش به مبارزه با عالمان دربارى و تخطئه روش فقهى آنان برخاست.
پيشواى پنجم علاوه بر فعّاليت در زمينههاى ياد شده، عالمان و فقيهانى همچون: ابان بن تغلب، زرارة بن اعْيَن، محمد بن مسلم، مؤمن طاق، جابر بن يزيد جعفى و ... را تربيت كرد كه هر كدام نقش مهمّى در حفظ و گسترش فقه اهل بيت داشتند. ابان بر چنان جايگاهى از فقاهت راه يافته بود كه از سوى امام باقر عليه السلام مأمور شد در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله بر كرسى فقاهت برآيد و براى مردم فتوا دهد. «٣» ٣- نشر ساير علوم امام باقر عليه السلام علاوه بر فقه به توسعه و نشر ديگر علوم از قبيل كلام، تفسير، اخلاق و