تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٥٣
دينى و دنيايى امّت در شؤون مختلف، همچون پدران خود در متن زندگى اجتماعى، سياسى و فرهنگى جامعه حضور داشت. بارزترين دليل اين مطلب، حساسيّت خلفاى اموى معاصر آن حضرت نسبت به ايشان و موضعگيرى حادّ عليه آن بزرگوار است. اگر امام عليه السلام نسبت به مسائل جارى جامعه خويش بىتفاوت و بدون موضع بود معنا نداشت خليفه مقتدرى مثل هشام از وى اين همه بيم داشته باشد و او را سرسختترين رقيب و دشمن خود بداند.
نكته در خور تأمل در اين زمينه اين است كه تلاشها و موضعگيريهاى امام عليه السلام به خاطر اختلاف شرايط سياسى يكسان نبود. «١» علاوه بر آنكه فعّاليتهاى متعرضانه، بيشتر سرّى و بدور از چشم نامحرمان انجام مىگرفت، در نتيجه ماهيّت و ابعاد آن براى توده مردم، پوشيده و ناشناخته مىماند. يكى از عمدهترين عللى كه در منابع تاريخى از فعاليتها و موضعگيرىهاى تند و متعرضانه امام باقر عليه السلام در برابر دستگاه خلافت و جريانهاى سياسى به صراحت و بهطور گسترده سخن گفته نشده همين مسأله است.
امام باقر عليه السلام ناگزير بود براى حفظ نيروهاى وفادار به مكتب و جلوگيرى از متلاشى شدن آنان، هدر نرفتن توان عناصر مؤمن و ذخيره سازى آنان براى زمان مناسب، حفظ اسرار تشكيلاتى و خط مشىهاى سياسى از دسترسى دشمن و اجراى برنامههاى بنيادى و اصولى، فعّاليتهاى سياسى خود را پنهانى و در پوشش «تقيّه» انجام دهد. از اين رو همواره بر اين اصل تكيه مىكرد و تقيّه را آيين خويش و پدران خويش دانسته «٢» و به فرزندش امام صادق عليه السلام يادآور مىشد:
«ما مِنْ شَيْىءٍ اقَرَّ لِعَيْنِ ابيكَ مِنَ التَّقِيَّةِ انَّ التَّقِيَّةَ لَجُنَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ». «٣» هيچ چيز به اندازه تقيّه چشم پدرت را روشن نمىسازد؛ زيرا تقيّه سپر مؤمن است.