تاريخ زندگى ائمه(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٠٢
زمانى معاويه در حضور امام حسن و امام حسين عليهما السلام، لب به ناسزاگويى امام مجتبى و پدر بزرگوارشان امير مؤمنان عليه السلام گشود. امام حسين عليه السلام برخاست تا پاسخ اهانتهايش را بدهد ولى برادرش او را به سكوت و خويشتندارى فراخواند؛ آنگاه خود، با بيانى منطقى و كوبنده پاسخ معاويه را داد. «١» فضائل اخلاقى با نگاهى اجمالى به زندگى ٥٦ ساله سراسر جهاد، حقطلبى و خداجويى امام حسين عليه السلام درمىيابيم كه حيات آن بزرگوار همواره با پاكدامنى، بندگى خدا و نشر رسالت محمّدى صلى الله عليه و آله و پاسدارى از ارزشهاى والاى انسانيّت گذشته است.
آن حضرت به نماز و نيايش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه زيادى داشت؛ گاهى در شبانه روز صدها ركعت نماز مىخواند و حتى در آخرين شب زندگى دست از عبادت و دعا بر نداشت. و آن شب را از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خداى خويش به خلوت بنشيند، و فرمود: خدا مىداند كه من نماز و تلاوت قرآن و دعاى زياد و استغفار را دوست دارم «٢» ابن اثير مىنويسد: حسين عليه السلام بسيار روزه مىگرفت و نماز مىگزارد و به حج مىرفت و صدقه مىداد و همه كارهاى پسنديده را انجام مىداد. «٣» حضرت اباعبدالله عليه السلام بارها پياده به زيارت خانه خدا رفته مراسم حج را بجاى مىآورد. «٤» شخصيت حسين بن على عليه السلام آنچنان با عظمت و پرشكوه بود كه وقتى با برادرش امام مجتبى عليه السلام پياده به زيارت خانه خدا مىرفتند همه بزرگان و شخصيتهاى اسلامى به احترامشان از مركب پياده شده همراه آنان راه مىپيمودند. «٥» احترام و ارزشى كه جامعه براى امام حسين عليه السلام قائل بود بدان جهت بود كه حضرتش همواره با مردم زندگى مىكرد. همچون ديگران از مواهب و مصائب يك اجتماع