تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٩٩
كوشا بود و چهل بار حج به جا آورد. «١» ابراهيم از جانب امام جواد (ع) وكالت داشت و حضرت براى او احترام خاصى قايل بود و از ديگر وكلا و دوستان خود در آن منطقه خواسته بود با او مخالفتى نداشته باشند و از او اطاعت كنند.
امام جواد (ع) در نامهاى به او نوشت: «پولى كه فرستاده بودى رسيد، خداوند از تو قبول كند و از آنان (كه پول دادند) راضى باشد و آنها را در دنيا و آخرت با ما قرار دهد.
فلان مقدار دينار و مقدارى پوشاك براى تو فرستادم. خداوند در آنها و در همه نعمتهايش بر تو بركت دهد.
به «نَضْر» نوشتم و به او امر كردم كه از مخالفت با تو دست بكشد و جايگاه تو نزد خودمان را به وى يادآور شدم و به «ايوب» نيز مشابه آن را نوشتم. همچنين به دوستان هَمْدانى خود نيز نوشتم و از آنان خواستم از تو اطاعت كنند و بدانند كه راه همان است كه تو به آنان نشان مىدهى و جز تو كسى از جانب من (در آن منطقه) وكالت ندارد. «٢» ابراهيم مىگويد: در نامهاى به حضرت جواد (ع) رفتار بدى را كه سميع با من داشت متذكر شدم. آن حضرت در پاسخ نوشت: «خداوند در يارى تو نسبت به كسى كه به تو ظلم مىكند تعجيل فرمايد. و از شر او تو را كفايت كند و بشارت باد بر تو به يارى خداوند در آينده نزديك (و دنيا) ان شاءاللَّه و به اجر و پاداش در آخرت. (تو را سفارش مىكنم كه) بسيار حمد خدا به جا آوردى. «٣» زكريا بن آدم «زكريا بن آدم بن عبداللَّه بن سعد اشعرى قمى» از اصحاب بزرگ و والا مقام امام رضا (ع) و امام جواد (ع) بود. وى فردى ثقه و وجيه بود «٤» و آن دو امام همام نسبت به او